تبليغاتX
دست نوشته های یک خبرنگار - گران‌ترین شب سال مبارک!

دست نوشته های یک خبرنگار

گران‌ترین شب سال مبارک!

 
  امشب طولانی‌ترین شب سال است. شبی که از سالیان بسیار کهن قوم آریایی براساس رسوم خاص خود آن را بسیار گرامی‌ می‌دارد. از جمله رسوم خاص شب یلدا،‌ شاهنامه‌خوانی، تفأل به دیوان حافظ و میوه، شیرینی و آجیل خاص 12 قلم ویژه شب یلداست.
اما امسال برخلاف سال‌های گذشته شب یلدا رنگ و بوی شهر را تغییر نداده است. همه ساله در روزهای نزدیک به شب یلدا همه کوچه و خیابان‌های شهر رنگ و بوی خاصی به خود می‌گرفت. اما گویا گرانی و جیب خالی آخر ماه کم‌کم سنت‌ها را رو به فراموشی می‌برد...
میوه‌فروشی میانسال در میدان نامجوی تهران روی صندلی کنار بخاری کوچکش استراحت می‌کند. درون مغازه‌اش تنها 40-۳۰هندوانه به چشم می‌خورد. از او می‌پرسم: <مگه شب چله نیست؟ چرا این قدر سوت و کور؟>
نگاه عاقل‌اندر سفیهی می‌اندازد و بی‌خیال می‌گوید: <تا وقتی مردم دل خوش نداشته باشند، شب چله هیچ فرقی با بقیه روزها و شب‌ها ندارد.>
بدون آنکه نگاهم کند، ادامه می‌دهد: <همه ساله در چنین روزهایی برادرانم برای تسهیل در راه انداختن مشتریان به کمکم می‌آمدند اما امسال انگار خودم هم اضافی هستم.>
میوه‌فروش دیگری در حوالی میدان هفتم‌تیر نیز درباره علت بی‌علاقگی مردم برای خرید شب یلدا می‌گوید: <قیمت میوه و آجیل از هفته گذشته تا امروز سه برابر شده و هندوانه از کیلویی 250- 100 تومان به 1000- 500 تومان و آجیل به کیلویی پنج تا شش هزار تومان رسیده است. آن وقت نباید توقع داشت که مردم برای خرید صف بکشند.>
چشمم به خانمی حدود 30 ساله می‌افتد که کودک پنج- شش ساله‌اش در مقابل مغازه
میوه فروشی اصرار می‌کند: <مامان هندوانه می‌خوام>. و زن آهسته و غمگین یک هندوانه شکسته کوچک از جلوی در مغازه برمی‌دارد و به فروشنده می‌گوید: <آقا همین یکی لطفاً> و بلافاصله یک 200 تومانی جلوی او می‌گذارد
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 12:20  توسط علیرضا سمیعی  |